الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

95

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كند ، و ابو مسلم گفته : يعنى قدرت و نعمتش وسيع و فراخمند است . و در خبر است كه سارة جبرئيل گفت : نشانهء اينكه گفتى چيست ؟ جبرئيل چوب خشكى را بر داشت و در ميان انگشتان خود آن را پيچيد و به صورت چوبى تازه و سر سبز در آمد . « فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى » همين كه ترس و خوفى كه از آمدن فرستادگان در دل ابراهيم جايگير شده بود بر طرف گرديد ، و مژدهء به فرزند به او داده شد . « يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ » با فرستادگان ما سر گرم مجادله دربارهء قوم لوط گرديد ، و مجادلهء وى با آنها بگفته قتاده به اين صورت بود كه بدانها گفت : اگر در ميان آنها پنجاه نفر با ايمان باشد آنها را هلاك ميكنيد ؟ گفتند : نه ، پرسيد : اگر چهل نفر باشد ؟ گفتند : نه ، و هم چنان عدد را كم ميكرد و آنها در جواب ميگفتند : نه ، تا آنكه پرسيد : اگر يك نفر باشد ؟ گفتند : نه ، ابراهيم گفت : لوط در ميان آنها است ؟ آنها در جواب گفتند : ما آگاهتريم كه چه كسى در آنها است ، و ما او را نجات ميدهيم . و جبائى گفته : مجادلهء ابراهيم با آنها اين گونه بود كه به آنها گفت : بچه گناهى مستحق چنين عذابى شدند كه از بيخ و بن بركنده و نابود گردند ؟ و آيا براستى اين عذاب بر آنها فرود خواهد آمد يا اينكه جنبهء تهديد دارد كه از گناه دست باز داشته و بطاعت گرايند ؟ و بچه عذابى هلاك گردند ؟ و چگونه خداوند مردمان با ايمان آنها را نجات دهد ؟ ( و امثال اينها ) . و چون از تمام جهات سؤال كرد خداوند آن را بنام جدال خوانده ، زيرا چنان بود كه ميخواست از مطلب غامض و مشكلى تحقيق كند . « إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ » براستى كه ابراهيم بردبار و « اوّاه » بود ، و معناى « اواه » در ذيل آيهء 114 سورهء توبه گذشت . « مُنِيبٌ » يعنى در تمام كارهاى خود به خدا رجوع كرده و به دو توكل ميكرد ، و در اين جمله اشاره است به آنكه مجادلهء ابراهيم عليه السلام كار ناشايستى نبود زيرا دنبال جريان مجادله او را بحلم و بردبارى مدح فرموده و ميفهماند كه اين مجادلهء او از روى شفقت و دلسوزى و رأفت صورت گرفته ، زيرا گروه بسيارى را در آتش عذاب مشاهده